گفت و گوی تمدن ها از منظر قرآنی

 - مهندس عبدالعلی بازرگان

 

بر مبنای قرآن کریم اصل، اساس و مبدا همه شریعت ها یکی است و گفت و گو میان آنان به دلیل سرنوشت مشترک و تاثیرات متقابل میان آنان، طبیعی ترین توافقی است که باید انجام شود. گفت و گوی تمدن ها نوعی معارفه و شناخت میان اقوام و تمدن های متنوع است که هدف آن بر مبنای قرآن کریم، نفی برتری های قومی و نژادی و شناخت انسان ها از یکدیگر می باشد.

آیا می دانید در قرآن بعد از نام «الله»، از نظر آماری مشتقات کلمه «قال» یعنی «گفتمان» بیشتر از کلمات دیگر است و این واژه حتی از نام «رب» کاربرد بیشتری در این کتاب یافته است؟ (1)

آیا می دانید پیامبر اسلام آن قدر به گفتمان با مردم و گوش کردن صبورانه به نظریات مخالفین اهمیت می داد و در دورانی که انسان ها ارزشی زمامداران نداشتند، آن قدر برای استماع نظریات آنان وقت صرف می کرد که منافقین از روی تمسخر او را «گوش» می نامیدند و خداوند نیز تاکید می کند:« گوش خیری است برای شما» (2)

آیا می دانید قرآن نه تنها غایبانه درباره مخالفین قضاوت نکرده و تنها به قاضی وجدان ها نرفته، بلکه داوطلبانه نظریات و نقدهای نیش دار آنان را علیه خدا و پیامبر و قیامت صریحا نقل کرده و بیش از هر کتاب دینی و ایدئولوژیک در دنیا میدان و مهلت کافی به مخالفین داده است؟ (3)

آیا می دانید قرآن با نفی برتری های قومی و نژای و تکیه بر تقوا(نیروی بازدارنده نفس از تبه کاری) به عنوان تنها شرط کرامت و برتری انسان ها نسبت به یکدیگر، دلیل تکثر تمدن ها و تنوع اقوام و قبایل و ملل را در «معارفه» و شناخت یکدیگر شمرده است؟ یعنی همان انگیزه و هدفی که از گفتگوی تمدن ها و آشنایی ملت ها با یکدیگر مورد نظر است:

«ای انسان ها، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم (پدر و مادر همه تان یکی است و یک خانواده هستید) و شما را به صورت شعبه ها و قبیله هایی قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بدانید که گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست. » (4)

 

آیا می دانید قرآن نه تنها به چشم رقیب و مخالف به کتاب های پیشین نگاه نکرده، بلکه خود را تصدیق کننده و «نگهبان» آنان معرفی نموده (5) و در 19 آیه «مصدق» بودن خود و آورنده اش را نسبت به تورات و انجیل مورد تاکید قرار داده است تا به جای تفرقه و تعارض، وحدت و ائتلاف  را از طریق گفت و گو موجب گردد.(6)

آیا می دانید قرآن همه شریعت ها را منشعب از جریانی واحد دانسته و پیروان پیامبران مختلف را به جای نفی و انکار یکدیگر، به مسابقه در نیکی ها فراخوانده است:

« ما برای هر یک از شما شریعت و راه روشنی قرار داده ایم. بی شک اگر خدا می خواست شما را امت واحدی قرار داده بود(یک دین برای کل دنیا). اما می خواهد شما را (در بسترهای مختلف و متنوع تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی، نژادی و ...) بیازماید. پس در خیرات (برگزیده ترین اعمال و شیوه ها) از یکدیگر سبقت بگیرید. مرجع شما بسوی خداست و او شما را به این اختلافات آگاه خواهد ساخت (به اختلافات در دنیا فکر نکنید). » (7)

 

برخلاف آن چه اکثر مردم می پندارند، ما «ادیان الهی» نداریم. دین الهی یکی بیش نیست که همچون رودخانه ای بزرگ شعبی به نام شریعت از آن منشعب می گردند. خداوند تاکید می نماید:

« ما همچنان که در آغاز به نوح و پس از آن به ابراهیم و موسی و عیسی توصیه کردیم، برای شما نیز از «دین» شریعتی جاری ساخته ایم تا دین را بپا دارید و در آن متفرق نشوید...»

 

به این ترتیب اصل و اساس و مبدا و مقصد همه شریعت ها یکی است و گفت و گو میان اعضای یک خانواده برای سرنوشت مشترک و تاثیرات متقابلی که دارند، طبیعی ترین توافقی است که باید انحام شود. با چنین دیدگاهی است که قرآن توصیه های ذیل را به مسلمانان مورد تاکید قرار می دهد:

 

1- ایجا امنیت کافی برای گفتمان با دگر اندیشان

 

« اگر یکی از مشرکین از تو پناه خواست، پناهش ده تا کلام خدا را بشنود. آن گاه او را به محل امن خویش برسان (تا از شر متعصبان ایمن باشد). این (مدارا) به این دلیل است که آن ها مردمی بی خبر هستند.» (9)

هدف اصلی، انجام گفت و گو و ایجاد دیالوگ است تا بی خبران آگاه شوند. لازمه این کار تامین شرایط آزاد و امنیت کافی برای تفکر و تصمیم گیری است. اگر اجباری در دین وجود داشت به پیامبر توصیه می کرد در صورت انکار پس از استماع کلام خدا، گردنش را بزن! اما تصریح کرده او را به مأمن خویش برسان (تا فرصت کافی و آزاد برای اندیشیدن داشته باشد).

 

2- آزادی اندیشه برای ملحدین

 

«... کسانی را که در اسماء او کجروی (الحاد) می کنند به حال خود (آزاد) واگذار. » (10)

« کسانی که در اسماء ما الحاد می کنند بر ما پوشیده نیست.(کاسه داغ تر از آش نباش). » (11)

در مرحله اندیشه و اعتقاد، مادامی که تهدید و تجاوزی عملی و علنی علیه مسلمانان نشده باشد، دگر اندیشان میدان و مهلت فراخ و آزادی دارند. یعنی اجازه تکفیر به کسی داده نشده است.

 

3- غیرمجاز بودن برهم زدن جلسه به بهانه انحراف افکار عمومی

 

« در کتاب بر شما مقرر شده است که هرگاه در مجلسی کفران و استهزایی نسبت به آیات خدا شنیدید، در چنین مجلسی منشینید تا آن که در موضوع دیگری وارد شوند (بحث عوض شود).»

توصیه فوق کاملا جنبه دفاع شخصی دارد. آن ها آزاد هستند آن چه می خواهند بگویند، حسابشان با خداست. اما وظیفه ما ترک جلسه به عنوان اعتراض به استهزاء است.

 

4- تحمل و تقوا در برابر تهاجم فرهنگی و زخم زبان های دراندیشان

 

«مسلما ما از ناحیه کسانی که کتاب به آن ها داده شده و مشرکین آزار زیادی خواهی شنید، ولی اگر صبر کید و پروا نمایید (بر احساسات خود غلبه کنید) این رویه دلالت بر عزم و اراده داشتن در کارها می نماید. » (13)

 

نقطه ضعف ما همین است که تحریک شویم و تحت تاثیر تبلیغات و ترفندهای موذیانه آن ها قرار بگیریم و عکس العملی نشان بدیم که مطلوب دشمنان است تا به این بهانه برنامه های خود را اجرا نمایند.

ما ممکن است با یک مقاله توهین آمیز، کتاب یا فیلم فسادآور از معتقدات دینی، مصاحبه موهن و ... راهپیمایی راه بیندازیم و ناگهان روابط ریشه دار سیاسی، فرهنگی، اقتصادی خود را با کشوری قطع کنیم و کشور را از منافع گسترده ارتباطات بین المللی، به تحریک برخی توطئه های حساب شده دشمنان محروم سازیم. توصیه قرآنی همواره در مناسبات این چنینی خویشتن داری و تسلط بر عواطف و احساسات و نگهداری و مهار نفس از ارتکاب اعمال خلاف تقوا است.

 

5- در گفتمان با دگراندیشان باید سعه صدر و تحمل تکذیب و تمسخر داشت

 

« نکند پاره ای از آن چه ( در تحمل مخالفین) به تو وحی شده ترک کنی و از این که می گویند چرا گنجی بر او نازل نشده یا فرشته ای همراهش نیامده سینه ات تنگ گردد. بدان که تو فقط بیم دهنده هستی و تنها خدا عهده دار همه چیز است. » (14)  

 

قرآن در آیات متعددی پیامبر را از محزون شدن به دلیل اعتقادات و گفتار کفرآمیز منکران(15)، شتاب زدگی و عجله در برابر آن ها (16)، اندوه و حسرت به خاطر ناباوری و اعراض (17) و حریص بودن بر ایمان کسانی که هنوز تمایل و آمادگی پیدا نکرده اند (18) نهی کرده و بر صبر و تحمل در برابر آنچه می گویند توصیه نموده است(19).

وقتی خداوند پیامبر را از موضع جباریت(20)، تکلف (21)، الزام (22) و اکراه (23) و احساس وکالت (24) و حفاظت (25) و سیطره (26) نسبت به ایمان مردم نهی می کند، چگونه تعصب و تنگ نظری و احساس قیومت فکری و ولایت اعتقادی را می توان توجیه کرد و برای آن مبنای شرعی تراشید؟

 

6- ممنوعیت مجادله با اهل کتاب مگر با پسندیده ترین شیوه و تاکید روی مشترکات

 

« هرگز با اهل کتاب مجادله نکنید مگر با بهترین شیوه. البته به استثنای کسانی از آنان که )در مجادله با شما) ظالمانه به میدان آیند، و بگویید: به آنچه بر ما و آنچه بر شما نازل شده ایمان آورده ایم، خدای ما و خدای شما یکی بیش نیست و ما فقط تسلیم او هستیم.» (27)

 

7- دعوت با حکمت و پند نیکو، نه دعوا با نفرت و شدت

 

« آن ها را به سوی پروردگار خویش با حکمت و اندرز نیکو دعوت کن و با آنان با بهترین شیوه ممکن مجادله کن. اگر هم مورد آزار و عقوبت قرار گرفتید،(فقط) به همان مقدار که عقوبت شده اید مجاز مقابله به مثل هستید و البته اگر تحمل کنید این کار برای صابران بهتر است. » (28)

 

8- تاکید روی مشترکات و دعوت به ائتلاف

 

« بگو ای اهل کتاب، بیایید روی اصول مشترکی میان ما و شما (توافق کنیم که)، جز خدای یکتا را نپرستیم، هیچ چیز را با او شریک نگیریم، یکدیگر را به جای خدا ارباب نگیریم (شخص پرستی و شاه پرستی نکنیم). اگر آن ها روگرداندند بگویید شاهد باشید که ما تسلیم (خدا و دستور او برای وحدت) هستیم. » (29)

 

9- اعلام صریح ایمان به سلسله پیامبران و تفاوت گذاشتن میان آنان(در بحث با پیروان مذاهب)

 

« بگو ما به خدا و به آن چه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل شده و به آن چه به موسی و عیسی و پیام آوران از جانب پروردگارشان داده شده ایمان داریم و تفاوت و تمایزی میان هیچ یک از آنان قائل نمی شویم. ما فقط تسلیم او هستیم. » (30)

 

10- احترام به کتاب دینی دگراندیشان

 

« اگر آن ها (به راستی) تورات و انجیل و آن چه از جانب پروردگارشان بر آن ها نازل شده (قرآن) را بپا می داشتند، بی تردید از بالا و پایین (آسمان و زمین) بهره مند می شدند. (البته) در میان آن ها افراد همفکر معتدلی وجود دارند، ولی بسیاری از آن ها بد عمل می کنند... بگو ای اهل کتاب شما بر چیزی نیستید (فاقد ارزشید) مگر آن که تورات و انجیل و آن چه را که از جانب پروردگارتان برای شما نازل شده بپا دارید. همانا کسانی که ایمان آوردند و کسانی که یهودی شدند و صائبان و ترسایان هرکه به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیک و شایسته کند، نه بیمی بر آنان باشد و نه اندوهگین شوند. » (31)

 

11- اکرام کشیش ها، ترسایان و علمای دینی

 

« مسلمـا نزدیک ترین آن ها به مومنین از نظر دوستی کسانی را خواهی یافت که می گویند ما نصارا (یاوران مسیح) هستیم. این (دوستی) از این روست که در میان آنان کشیش ها و ترسایانی هستند و تکبر نمی ورزند. » (32)

 

 

 

پی نوشت ها:

1- نام «الله» جمعا 2697 مرتبه و مشتقات کلمه «قال» (قالوا، یقولون، قل و ...) جمعا 1721 مرتبه در قرآن به کار رفته است و نام «رب» (با همه مشتقات) 978 بار.

2- توبه/ 61

3- خوب است بدانید اگر 332 بار کلمه «قل»(بگو) در قرآن به کار رفته، تقریبا معادل آن یعنی 331 بار هم کلمه قالوا(گفتند)، 92 بار یقولون(می گویند)، 529 بار قال(گفت) و ... به کار رفته است.

4- حجرات/ 13

5- مائده/ 48

6- سوره ها و آیات: بقره/ 41، 59، 89، 91، 97، 101، آل عمران 3، 50، 81، نساء/ 47، 69، مائده/ 46، 48، انعام/ 92، یونس/ 37، یوسف/ 111، احقاف/ 12، 30، صف/ 6.

7- مائده/ 48

8- شوری/ 13

9- توبه/ 6

10- اعراف/ 180

11- فصلت/ 40

12- نساء/ 140

13- آل عمران/ 186

14- هود/ 12

15- سوره ها و آیات: حجر/ 88، لقمان/ 23، مائده/ 41، یونس/ 65، یس/ 76، انعام/ 33، نحل/ 127.

16- احقاف/ 35، مریم/ 84

17- نحل/ 127، حجر/97، هود/ 22

18- یوسف/ 103، نحل/ 37، توبه/ 128

19- از جمله: طه/ 130، ق/ 39

20- ق/ 45

21- ص/ 86

22-«انلزمکموها و انتم لها کارهون»

23- یونس/ 99

24- انعام/ 107

25- انعام/ 104

26- غاشیه/ 22

27- عنکبوت/ 46

28- نحل/ 125 و 126

29- آل عمران/ 64

30- آل عمران/ 84

31- مائده/ 66 – 69

32- مائده/ 82


برچسب‌ها: گفت و گوی تمدن ها از منظر قرآنی, مهندس عبدالعلی بازرگان
+ نوشته شده توسط در جمعه ششم بهمن 1391 و ساعت 14:27 |